دیگـــــــــــــر سکوت هایم ســـــــــــرد شد....
نه به ســــــــــردی هوا....
نه به ســـــــــردی دستانت......
به سردی لحنت...سکوتم سرد شد....
سرد..سرد ...سرد...
تو با لحن سردتت دلم را اتش زدی.....
و من هم با نگاه ســــــردم....دنیا را خاکســــــتر خواهم کرد
تقصیر من نیست..
تو به من اینگونه اموختی..
باران که می بارد :
یکی باید باشد که به تو زنگ بزند و بگوید چترت را برده ای ؟
یکی که نگرانت باشد حتی نگران اینکه زیر باران به این لطیفی خیس شوی …
یکی باید باشد که دست بکشد توی سرت و آب ها را کنار بزند …
اما چند وقتیست که باران دارد می بارد و کسی به من نگفته چترت را برده ای ؟
و کسی نبوده که دست بکشد توی موهایم …
اصلا همه ی اینها بهانه ایست که وقتی باران می بارد یکبار دیگر یاد تو بیفتم
هنوز هم میان خنده هایت غمی نهفته است هنوز هم در عمق چشمانت کورسوی ناامیدی است. آری هنوز فراموش نکردی...
خدا می داند که چه کسی به زندگی شما تعلق دارد و چه کسی ندارد . اعتماد کنید و بگذرید . هر که قرار باشد بماند ، همیشه خواهد ماند...
باورت کرده ام ، باورم کن
قفسم را شکستم تنهایم مگذار
من با تمام بی بالی هایم تا انتهای این دنیا با تو پرواز خواهم کرد
فقط به امید روزی که با تو به اوج برسم
ویــــــژه D$D$D
یکی از لذتهایی که دیگه ندارم....
اینه که خسته و کوفته ام ...اما ته دلم به یه نفر دلخوشم...
روی نیمکت پارک نشستم و تو حال خودمم...
زودتر سر قرار رفتم...و منتظــــــــــــرم...
همون یه نفر که دلخوشیمه...همه زندگیـــــــــــــمه...
میار و از پشت سر دستاشو رو چشمام میذاره و آروم و ساکت منتظره تا حدس بزنم کیه...؟
منم با یه بار لمس دستاش بفهمم اونــــــــــــــه..
و همه ی غم هام رو فراموش کنم...که اونــــــــــــــــه....
آره خودشــــــــــه..دستاشو برداشت... خوده خودشـــــــــــــــه...
لایــــــــــــــــــک=صفــــــــــــــــــر
با همین دست به دستان تو عادت کردم / این گناه است ولی جان تو عادت کردم / جا برای من گنجشک زیاد است اما / بر درختان خیابان تو عادت کردم / گرچه گلدان من از خشک شدن میترسد / به ته خالی لیوان تو عادت کردم / مانده ام آخر این شعر چه باشد افسوس / بر نداشتن پایان تو عادت کردم .
کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود ، و آخرین سیاه پوش که مرا فراموش می سپارد چه کسی خواهد بود تا قبل از مرگم جانم را فدایش کنم.
آرامش وجود من فقط تو چشمان توئه
تو کنار من بمون دلم فقط به این خوشه
هــرگــاه صـدای جـدیـدیـی سـلام مـی کنـد
تپــش قــلب مــی گیــرم!
مــن دیگــر کشـش خــدا حــافظــی نــدارم
مـــرا ببخـش
کــه جــوابــ ســلامــتــ را نــمی دهـــم...
دلم براي لمس نگاهت سخت دلتنگي ميكند!به كدامين بهانه حواسش راپرت كنم!
داستان ديو و دلبرو شنيدي؟ دلبر وقتي عاشق ديو شد تا بهش گفت دوسش داره طلسم ديو شكست و به ادم تبديل شد... حالا داستان منو گوش كن زماني عاشق يه ادم شدم تا بهش گفتم دوستش دارم به يه ديو سنگ دل تبديل شد اما من هنوز اون ديوو دوست دارم حتي اگه دلبرش من نباشم...!!!
اتل متل ستاره ،اصلا چرا ستاره؟
تو خورشیدی ، تو نوری ، دوسِت دارم بدجوری!
تا یادی هست من به یاد توأم...
مگر آنروز که نه منی هست، نه یادی، نه خیالی...
گوش تا گوشه ی صحرا بخواب ونهراس.......شیرها خاطرشان هست که آهوی منی
نظرات شما عزیزان: